کشف کتاب مقدس مسیح در آنکارا، واتیکان را شوکه کرد +عکس

وب سایت صدای روسیه در گزارشی نوشت: در ترکیه کتاب مقدسی کشف شده است که بیش از 1500 سال پیش به صورت دستی نوشته شده است. این کتاب مقدس به شدت واتیکان را نگران کرده است، چرا که حاوی "انجیل برنابا" است. برنابا یکی از حواریون عیسی مسیح بود و با "پولس مقدس" سفر می کرده است.

به نوشته ی سایت خبری "oxu.az " به نقل از خبرگزاری "ANSPRESS "، این کتاب در سال 2000 میلادی کشف شده بوده است و در مکانی مخفی در موزه ی "مردم نگاری" آنکارا از آن نگه داری می شد. صفحات این کتاب از جنس چرم بوده و به زبان عیسی مسیح یعنی "زبان آرامی" نوشته شده است. برخی از صفحات این کتاب نیز در مرور زمان سیاه شده اند. بر اساس اطلاعات دریافتی، این کتاب توسط متخصصان مورد بررسی قرار گرفته و اصل بودن آن ثابت شده است.

برخی از محققان با بررسی متن این کتاب مقدس به این نتیجه رسیده اند که عیسی به صلیب کشیده نشده و همچنین او فرزند خداوند نبوده است، ولی او پیامبر خدا بوده و آپوستل پاول " پالس مقدس" تنها یک انسان فریبکار بوده است. در اواخر این کتاب نیز نوشته شده است که عیسی در صعود به اوج آسمانها زنده بوده است و به جای او، "یهودا اسخریوطی" از حواریون عیسی که مکان وی را به دشمنانش نشان داد، به صلیب کشیده شد.

 

در این کتاب همچنین ظهور آخرین ناجی اسلام نیز پیشگویی می شود. این در حالی است که اسلام در آن زمان هنوز به وجود نیامده بود.

واتیکان به شدت از کشف این کتاب ابراز نگرانی می کند و به دولت ترکیه پیشنهاد می دهد تا با کارشناسان کاتولیکی در "شورای کلیسای نیقیه روم" بنشینند و محتویات این کتاب را مورد بررسی قرار دهند.

گفته می شود که "شورای کلیسای نیقیه روم" اقدام به سانسور و حذف برخی از محتوای "کتاب انجیل" نموده است. یادآور می شویم که انجیل بخشی از کتاب مقدس به شمار می آید. این حذفیات به احتمال فراوان شامل "انجیل برنابا" نیز بوده است.

/ 4 نظر / 42 بازدید
عسل

جالب بوددد .بدون شرححح

عسل

درها به طنین تو وا کردم هر تکه را جایی افکندم پر کردم هستی زنگاه بر لب مردابی پاره ی لبخند تو بر روی لجن دیدم رفتم به نماز در بن خاری,یاد تو پنهان بود بر چیدم ,پاشیدم به جهان بر سیم درختان زدم آهنگ زخود روییدن,وبه خود گستردن وشیاربدم شب یک دست نیایش افشاندم دانه ی راز وشکستم اویز فریب ودویدم تا هیچ ودویدم تا چهر ه ی مرگ تا هسته ی هوش وفتادم بر صخره ی درد از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم ,لرزیدم وزشی می رفت از دامنه ای,گامی همراه او رفتم نه تاریکی ,تکه خورشیدی دیدم خوردم ,وزخود رفتم ,ورها بودم

yashmik

هوارتااااااااااااا واسم جالب بود در مورد این کتاب و محتویات نوشته هاش تا حالا نشنیدم لطفا ادرس سایتی که گرفتی بزار ششدید کنجکاو شدم در مورد این کتاب

mahdi

جالب بود